الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

133

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

پيدا كنم كه به ملاحظه أو در آخرت مرحوم شوم ، نظير تعقل واجب تعليقى كه على التحقيق مطلق واجبات مشروطه راجع به أو يند ، يا مقصود طلب استحقاق واهليت محققه است ، والله أعلم . مغفرت : مصدر ميمى از غفران است ، وأو در أصل چنانچه در شرح ( صحيفة ) وساير كتب لغت از ( قاموس ) و ( صحاح ) وغيرهما يافت مىشود به معنى ستر است ولى استعمال شده در ستر مخصوصى كه از قادر بر مؤاخذه باشد با تجاوز ، ونمىگويند غفر زيد ذنب مولاه ولا عيبه ، واين قيد تجاوز قيدى است از خارج معتبر در اين لفظ ، بلكه أكمل مراتب ستر آنست كه آثار وجوديه أو بر داشته بشود كه ديگر استدلال بر وجود أو نتوان كرد ، چه هر چه اثرى دارد في الحقيقة مستور نيست ، وبا عدم تجاوز البتة عقاب مرتب مىشود ووجود ذنب معلوم مىشود پس حقيقة مستور نيست ، به خلاف اينكه يكسره از أو گذشته باشند وعفو واغماض كرده باشند كه اطلاق ستر در آنجا أحق وأولى است ، وبايد دانست كه مجموع اين دعا تا اين جا مناسب آية كريمه " الذين إذا اصابتهم مصيبة قالوا : إنا لله وإنا إليه راجعون أولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة وأولئك هم المهتدون " ( 157 البقرة 2 ) است چه بعد از ذكر عظم مصيبت سيد الشهداء عليه السلام وابتلاى خود به آن مصيبت واظهار صبر والتزام به امر خداوند مستحق اجر خواهد شد ، وآن اجر مخصوص صابرين كه در كتاب كريم وعده كرده اند از كرم نامتناهى خواستار شده وبه تبتل وضراعت پرداخت محيى : مصدر ميمى از حيى يحيى است چنانچه ممات مصدر ميمى از مات يموت وبعيدا احتمال مىرود كه هر دو لفظ اسم مكان باشند ، وبنابر أول مفعول مطلقند وبنابر ثاني مفعول فيه ومراد از آنها بنابر اين حد ورتبه است كه بر آن حد ورتبه حيات وممات محمد وآل محمد عليهم السلام واقع شده وحاصل هر دو